اشعار قیصر امین پور اشعار قیصر امین پور را درین وبلاگ می خوانید ونام کتابهای او عبارتنداز:به قول پرستو؛دستور زبان عشق؛ آینه های ناگهان؛گزینه ی اشعار؛گلها همه آفتابگردانندو.... tag:http://daryavash.mihanblog.com 2020-02-25T06:36:34+01:00 mihanblog.com پیشواز 2011-06-03T06:20:29+01:00 2011-06-03T06:20:29+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/79 فهیمه خراسانی چه اسفندها....آه چه اسفندها دود کردیم برای تو ای روز اردیبهشتی که گفتند این روزها می رسی از راه چه اسفندها....آه

چه اسفندها دود کردیم

برای تو ای روز اردیبهشتی

که گفتند این روزها می رسی

از راه

]]>
هنوز 2011-06-03T06:16:03+01:00 2011-06-03T06:16:03+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/78 فهیمه خراسانی هنوز ادامه دارد هنوز هم که هنوز است درد؛دامنه دارد شروع شاخه ی ادراک طنین نام نخستین تکان شانه ی خاک و طعم میوه ی ممنوع که تا تنفس سنگ ادامه خواهد داشت ودرد هنوز دامنه دارد هنوز ادامه دارد

هنوز هم که هنوز است

درد؛دامنه دارد

شروع شاخه ی ادراک

طنین نام نخستین

تکان شانه ی خاک

و طعم میوه ی ممنوع

که تا تنفس سنگ

ادامه خواهد داشت

ودرد

هنوز دامنه دارد

]]>
لحظه های کاغذی 2010-05-20T06:16:37+01:00 2010-05-20T06:16:37+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/76 فهیمه خراسانی خسته ام از آرزوها؛آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی؛بالهای استعاری لحظه های کاغذی را؛روز وشب تکرارکردن خاطرات بایگانی ؛زندگی های اداری آفتاب زرد وغمگین؛پله های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین؛آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته؛چشمهایی پینه بسته خسته از درهای بسته؛خسته از چشم انتظاری صندلیهای خمیده؛میزهای صف کشیده خنده های لب پریده؛گریه های اختیاری عصر جدولهای خالی؛پارکهای این حوالی پرسه های بی خیالی؛نیمکتهای خماری رونوشت روزها را؛روی هم سنجاق کردم شنبه های بی پناهی؛جمعه های بی قراری عاقبت خسته ام از آرزوها؛آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی؛بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را؛روز وشب تکرارکردن

خاطرات بایگانی ؛زندگی های اداری

آفتاب زرد وغمگین؛پله های رو به پایین

سقفهای سرد و سنگین؛آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته؛چشمهایی پینه بسته

خسته از درهای بسته؛خسته از چشم انتظاری

صندلیهای خمیده؛میزهای صف کشیده

خنده های لب پریده؛گریه های اختیاری

عصر جدولهای خالی؛پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی؛نیمکتهای خماری

رونوشت روزها را؛روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی؛جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را؛با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی؛باد خواهد برد باری

روی میز خالی من؛صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیتها؛نامی از ما یادگاری

]]>
یادداشتهای گم شده 2010-05-20T06:10:06+01:00 2010-05-20T06:10:06+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/75 فهیمه خراسانی پس کجاست؟ چندبار خرت و پرت های کیف بادکرده را زیروروکنم پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسرکار کارتهای اعتباری کارتهای دعوت عروسی و عزا قبضهای آب و برق و غیره و کذا برگه ی حقوق وبیمه وجریمه و مساعده رونوشت بخشنامه های طبق قاعده نامه های رسمی و تعارفی نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی برگه ی رسید قسطهای وام قسطهای تا همیشه ناتمام پس کجاست؟ چندبار جیبهای پاره و پوره را پشت و رو کنم چند تا بلیت تا شده چند اسکناس کهنه و مچاله چند سکه ی سیاه صورت خرید خواروبار صورت خرید ج پس کجاست؟

چندبار

خرت و پرت های کیف بادکرده را

زیروروکنم

پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسرکار

کارتهای اعتباری

کارتهای دعوت عروسی و عزا

قبضهای آب و برق و غیره و کذا

برگه ی حقوق وبیمه وجریمه و مساعده

رونوشت بخشنامه های طبق قاعده

نامه های رسمی و تعارفی

نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی

برگه ی رسید قسطهای وام

قسطهای تا همیشه ناتمام

پس کجاست؟

چندبار

جیبهای پاره و پوره را

پشت و رو کنم

چند تا بلیت تا شده

چند اسکناس کهنه و مچاله

چند سکه ی سیاه

صورت خرید خواروبار

صورت خرید جنس های خانگی

پس کجاست؟

یادداشتهای درد جاودانگی؟

 

]]>
حرف آخر 2010-05-20T06:06:10+01:00 2010-05-20T06:06:10+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/74 فهیمه خراسانی هزار خواهش و آیا هزار پرسش و اما هزار چون و هزاران چرای بی زیرا هزار بود و نبود هزار شاید وباید هزار باد و مباد هزار کارنکرده هزارکاش و اگر هزاربارنبرده هزاربوک و مگر هزاربارهمیشه هزاربارهنوز مگر تو ای همه هرگز مگر تو ای همه هیچ مگر تو نقطه ی پایان براین هزار خط ناتمام بگذاری مگر تو ای دم آخر در این میانه تو سنگ تمام بگذاری   هزار خواهش و آیا

هزار پرسش و اما

هزار چون و هزاران چرای بی زیرا

هزار بود و نبود

هزار شاید وباید

هزار باد و مباد

هزار کارنکرده

هزارکاش و اگر

هزاربارنبرده

هزاربوک و مگر

هزاربارهمیشه

هزاربارهنوز

مگر تو ای همه هرگز

مگر تو ای همه هیچ

مگر تو نقطه ی پایان

براین هزار خط ناتمام بگذاری

مگر تو ای دم آخر

در این میانه تو

سنگ تمام بگذاری

 

]]>
کودکی ها 2009-12-11T20:07:22+01:00 2009-12-11T20:07:22+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/72 فهیمه خراسانی کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای دور اجاقی ساده بود شب که میشد نقشها جان میگرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود میشدم پروانه خوابم می پرید خوابهایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوجی نبود باری ما جفت و طاقی ساده بود قهر میکردم به شوق آشتی عشقهایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود قیصر امین پور کودکی هایم اتاقی ساده بود

قصه ای دور اجاقی ساده بود

شب که میشد نقشها جان میگرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

میشدم پروانه خوابم می پرید

خوابهایم اتفاقی ساده بود

زندگی دستی پر از پوجی نبود

باری ما جفت و طاقی ساده بود

قهر میکردم به شوق آشتی

عشقهایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود و باقی ساده بود

قیصر امین پور

]]>
حرفی از نام تو 2009-12-11T20:02:59+01:00 2009-12-11T20:02:59+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/71 فهیمه خراسانی ناگهان دیدم سرم آتش گرفت سوختم خاکسترم آتش گرفت چشم واکردم سکوتم آب شد چشم بستم بسترم آتش گرفت در زدم کسی این قفس را وا نکرد پر زدم بال و پرم آتش گرفت از سرم خواب زمستانی پرید آب در چشم ترم آتش گرفت حرفی از نام تو آمد بر زبان دستهایم دفترم آتش گرفت قیصر امین پور ناگهان دیدم سرم آتش گرفت

سوختم

خاکسترم آتش گرفت

چشم واکردم

سکوتم آب شد

چشم بستم

بسترم آتش گرفت

در زدم

کسی این قفس را وا نکرد

پر زدم

بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید

آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان

دستهایم

دفترم آتش گرفت

قیصر امین پور

]]>
خسته ام از این کویر 2009-12-11T19:55:56+01:00 2009-12-11T19:55:56+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/70 فهیمه خراسانی خسته ام از این کویر این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل این سقوط ناگزیر آسمان بی هدف بادهای بی طرف ابرهای سر به راه بیدهای سر به زیر ای نظاره ی شگفت ای نگاه ناگهان ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان مثل لحظه های وحی اجتناب ناپذیر ای مسافر غریب در دیار خویشتن با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر این تویی در آنط خسته ام از این کویر

این کویر کور و پیر

این هبوط بی دلیل

این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف

بادهای بی طرف

ابرهای سر به راه

بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت

ای نگاه ناگهان

ای هماره در نظر

ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات صریح

سوره سوره ات فصیح

مثل خطی از هبوط

مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان

مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی

اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب

در دیار خویشتن

با تو آشنا شدم

با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور

تا مرا صدا زدی

دیدمت ولی چه دور

دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آنطرف

پشت میله ها رها

این منم در این طرف

پشت میله ها اسیر

دست خسته ی مرا

مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر

خسته ام از این کویر!

قیصر امین پور

]]>
جنگل خاطره 2009-12-11T19:54:28+01:00 2009-12-11T19:54:28+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/69 فهیمه خراسانی در سایه ی این سقف ترک خورده نشستیم بی حوصله و خسته و افسرده نشستیم خاموش چو فانوس که در خویش خمیده است پیچیده به خود با تن تا خورده نشستیم یک بار به پرواز پری باز نکردیم سر زیر پر خویش فرو برده نشستیم بر سنگ مزار دل خود مرثیه خواندیم یک عمر به بالین دل مرده نشستیم بر گرده ی ما خاطره ی خنجر یاران با جنگلی از خاطره بر گرده نشستیم آیینه هم از دیده ی تردید مرا دید با سایه ی خود نیز دل آزرده نشستیم برخاست صدا از درو دیوار ولی ما با این همه فریاد فرو خورده نشستیم قیصر امین پور در سایه ی این سقف ترک خورده نشستیم

بی حوصله و خسته و افسرده نشستیم

خاموش چو فانوس که در خویش خمیده است

پیچیده به خود با تن تا خورده نشستیم

یک بار به پرواز پری باز نکردیم

سر زیر پر خویش فرو برده نشستیم

بر سنگ مزار دل خود مرثیه خواندیم

یک عمر به بالین دل مرده نشستیم

بر گرده ی ما خاطره ی خنجر یاران

با جنگلی از خاطره بر گرده نشستیم

آیینه هم از دیده ی تردید مرا دید

با سایه ی خود نیز دل آزرده نشستیم

برخاست صدا از درو دیوار ولی ما

با این همه فریاد فرو خورده نشستیم

قیصر امین پور

]]>
آبروی آب 2009-12-11T19:40:41+01:00 2009-12-11T19:40:41+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/68 فهیمه خراسانی ما را به حال خود بگذارید و بگذرید از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید تا داغ ما کویر دلان تازه تر شود چون ابری از سراب ببارید و بگذرید پنهان در آستین شما برق خنجر است دستی از آستین به درآریدو بگذرید ما دل به دست هرچه که بادا سپرده ایم ما را به دست دل بسپارید و بگذرید با آبروی آب چه باک از غبار باد نانپاره ای مگر به کف آرید و بگذرید قیصر امین پور   ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید

پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید

تا داغ ما کویر دلان تازه تر شود

چون ابری از سراب ببارید و بگذرید

پنهان در آستین شما برق خنجر است

دستی از آستین به درآریدو بگذرید

ما دل به دست هرچه که بادا سپرده ایم

ما را به دست دل بسپارید و بگذرید

با آبروی آب چه باک از غبار باد

نانپاره ای مگر به کف آرید و بگذرید

قیصر امین پور

 

]]>
اگر دل دلیل است 2009-12-11T19:35:24+01:00 2009-12-11T19:35:24+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/67 فهیمه خراسانی سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم اگر دشنه ی دشمنان گردنیم! اگر خنجر دوستان گرده ایم! دلی سربلند و سری سر به زیر ازاین دست عمری به سر برده ایم قیصر امین پور سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم!

اگر خنجر دوستان گرده ایم!

دلی سربلند و سری سر به زیر

ازاین دست عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور

]]>
اگر عشق نبود 2009-12-11T19:29:44+01:00 2009-12-11T19:29:44+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/66 فهیمه خراسانی از غم خبری نبود اگر عشق نبود دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟ بی رنگتر از نقطه ی موهومی بود این دایره ی کبود اگر عشق نبود از آینه ها غبار خاموشی را عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟ در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟ بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟ دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود از دست تو در این همه سرگردانی تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟ قیصر امین پور   از غم خبری نبود اگر عشق نبود

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگتر از نقطه ی موهومی بود

این دایره ی کبود اگر عشق نبود

از آینه ها غبار خاموشی را

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است

از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی

تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

قیصر امین پور

 

]]>
آرزوی عاشقان 2009-12-11T19:25:08+01:00 2009-12-11T19:25:08+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/65 فهیمه خراسانی یک نفس با دوست بودن همنفس آرزوی عاشقان این است و بس واحه های دور دست دل کجاست؟ تا بیاسایم در خود یک نفس؟ واحه هایی گم که آن جا کس نیافت ردپایی از نگاه هیچ کس خسته ام از دست دلهایی چنین پیش پا افتاده تر از خاروخس ارتفاع بالها:سطح هوا فرصت پروازها:سقف قفس خسته از دل خسته از این دست دل ای خوشا دل های دور از دسترس! قیصر امین پور یک نفس با دوست بودن همنفس

آرزوی عاشقان این است و بس

واحه های دور دست دل کجاست؟

تا بیاسایم در خود یک نفس؟

واحه هایی گم که آن جا کس نیافت

ردپایی از نگاه هیچ کس

خسته ام از دست دلهایی چنین

پیش پا افتاده تر از خاروخس

ارتفاع بالها:سطح هوا

فرصت پروازها:سقف قفس

خسته از دل

خسته از این دست دل

ای خوشا دل های دور از دسترس!

قیصر امین پور

]]>
مهمانی 2009-12-11T19:19:01+01:00 2009-12-11T19:19:01+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/64 فهیمه خراسانی طلوع می کند آن آفتاب پنهانی ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست؟ شنیده ام که می آید کسی به مهمانی کسی که سبزتر است از هزار بار بهار کسی شگفت کسی آن چنانکه میدانی کسی که نقطه ی آغاز هرچه پرواز است تویی که در سفر عشق خط پایانی تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند بیا که صاف شود این هوای بارانی تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد بیا که می رود این شهر رو به ویرانی کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی قیصر امین پور طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد

نشانه ی چیست؟

شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر است از هزار بار بهار

کسی

شگفت کسی

آن چنانکه میدانی

کسی که نقطه ی آغاز هرچه پرواز است

تویی که در سفر عشق خط پایانی

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد

بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

قیصر امین پور

]]>
کشف قفس 2009-12-11T11:37:10+01:00 2009-12-11T11:37:10+01:00 tag:http://daryavash.mihanblog.com/post/63 فهیمه خراسانی چرا مردم قفس را آفریدند؟ چرا پروانه را از شاخه چیدند؟ چرا پرواز ها را پر شکستند؟ چرا آوازها را سر بریدند؟ پس از کشف قفس پرواز پژمرد سرودن بر لب بلبل گره خورد کلاف لاله سر در گم فرو ماند شکفتن در گلوی گل گره خورد چرا نیلوفر آواز بلبل به پای میله های سرد پیچید؟ چرا آواز غمگین قناری درون سینه اش از درد پیچید؟ چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟ چه شد آن آرزوهای بهاری؟ چرا در پشت میله خط خطی شد صدای صاف آواز قناری؟ چرا لای کتابی خشک کردند برای یادگاری پیچکی را؟ به دفترهای خود سنجاقکی کردن چرا مردم قفس را آفریدند؟

چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

چرا پرواز ها را پر شکستند؟

چرا آوازها را سر بریدند؟

پس از کشف قفس پرواز پژمرد

سرودن بر لب بلبل گره خورد

کلاف لاله سر در گم فرو ماند

شکفتن در گلوی گل گره خورد

چرا نیلوفر آواز بلبل

به پای میله های سرد پیچید؟

چرا آواز غمگین قناری

درون سینه اش از درد پیچید؟

چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟

چه شد آن آرزوهای بهاری؟

چرا در پشت میله خط خطی شد

صدای صاف آواز قناری؟

چرا لای کتابی خشک کردند

برای یادگاری پیچکی را؟

به دفترهای خود سنجاقکی کردند

پرپروانه و سنجاقکی را؟

خدا پر داد تا پرواز باشد

گلویی داد تا آواز باشد

خدا می خواست باغ آسمانها

به روی ما همیشه باز باشد

خدا بال و پر و پرواز شان داد

ولی مردم درون خود خزیدند

خدا هفت آسمان باز را ساخت

ولی مردم قفس را آفریدند

قیصر امین پور

 

 

]]>