تبلیغات
اشعار قیصر امین پور - مطالب آبان 1388
 

داد دل

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:27 ب.ظ

در زلف تو بند بود داد دل ما

در بند کمند بود داد دل ما

ای داد به داد دل ما کس نرسید

از بس که بلند بود داد دل ما

قیصر امین پور





نظرات() 

تمام

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:25 ب.ظ

شب آمد روزگار دل تمام است

به دستت اختیار دل تمام است

من از چشم تو خواندم روز آغاز

که با این عشق کار دل تمام است

قیصر امین پور





نظرات() 

ترانه ی بارانی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:22 ب.ظ

سرزد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته می تراود از این غم ترانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه خدایا بهانه ای!

قیصر امین پور





نظرات() 

خواب چهل ساله

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:20 ب.ظ

از خواب چهل ساله ی خود پا شده ام

گم بوده ام و دوباره پیدا شده ام

ای حس شکوهمند غمگین و شگفت

امروز چقدر با تو زیبا شده ام

قیصر امین پور





نظرات() 

سفر ایستگاه

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:16 ب.ظ

قطار میرود

تو میروی

تمام ایستگاه میرود

ومن چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام!





نظرات() 

غزل در پرده ی دیر سال

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
یکشنبه 24 آبان 1388-02:28 ب.ظ

چرا تا شکفتم

چرا تا تو را داغ بودم

نگفتم

چرا بی هوا سرد شد باد

چرا از دهن

حرفهای من

افتاد

قیصر امین پور





نظرات() 

پند پیشینیان

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
یکشنبه 24 آبان 1388-02:25 ب.ظ

پیشینیان با ما

در کار این دنیا چه گفتند؟

گفتند:باید سوخت

گفتند:باید ساخت

گفتیم :باید سوخت

اما نه با دنیا

که دنیا را

گفتیم:باید ساخت

اما نه با دنیا

که دنیا را!

قیصر امین پور





نظرات() 

بهار بوسه باران

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
یکشنبه 24 آبان 1388-02:22 ب.ظ

گلبو!

باران

با بوسه های تو می بارد

با بوی خیس یاس

با بوی بوته های شب بو

بابونه و بنفشه و مریم

محبوبه های شب

گلبو!

گلخانه ی جهان

خالیست

لبریز بوی نام تو بادا

باد

قیصر امین پور





نظرات() 

گشایش

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
یکشنبه 24 آبان 1388-02:20 ب.ظ

تو را به راستی

تو را به رستخیز

مرا خراب کن

که رستگاری و درستکاری دلم

به درستکاری همین غم شبانه بسته است

که فتح آشکار من

به این شکستهای بی بهانه بسته است

قیصر امین پور





نظرات() 

شعر بی دروغ

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
یکشنبه 24 آبان 1388-02:16 ب.ظ

ما که این همه برای عشق

آه و ناله ی دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

که بی دریغ

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم؟

قیصر امین پور





نظرات() 

لالایی باد

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 19 آبان 1388-11:52 ق.ظ

ببین بر پرده خشکیده

شقایقهای پژمرده

کنار نرده افتاده

دو گلدان ترک خورده

فقط بال و پری خونین

به جا مانده است بر گنبد

فقط گهواره ای خالی

به دست باد می جنبد

گلوی حوض خشکیده

تمام ماهیان مرده

ببین این دفتر پاره

همین دیروز خط خورده

ببین بر پشت بام آنجا

سقوط بادبادک را

ببین درهای وهوی باد

سکوت آن عروسک را

برای این عروسکها

در این شبهای تنهایی

نمی خواند به غیر از باد

کسی آهنگ لالایی

قیصر امین پور





نظرات() 

فردا

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
شنبه 16 آبان 1388-10:52 ب.ظ

دیروز

ما زندگی را

به بازی گرفتیم

امروز

او ما را

فردا؟

قیصر امین پور

 





نظرات() 

نیایش

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
شنبه 16 آبان 1388-10:49 ب.ظ

مبادا آسمان بی بال و بی پر

مبادا در زمین دیوار بی در

مبادا هیچ سقفی بی پرستو

مبادا هیچ بامی بی کبوتر

قیصر امین پور





نظرات() 

سبز

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
شنبه 16 آبان 1388-10:47 ب.ظ

خوشا هر باغ را بارانی از سبز

خوشا هر دشت را دامانی از سبز

برای هر دریچه سهمی از نور

لب هر پنجره گلدانی از سبز

قیصر امین پور





نظرات() 

تقصیر عشق بود

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
شنبه 16 آبان 1388-10:40 ب.ظ

باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد

آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد

گویی که آسمان سر نقطی فصیح داشت

با رعد سرفه های گران سینه صاف کرد

تا راز عشق ما به تمامی بیان شود

با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد

جایی دگر برای عبادت نیافت عشق

آمد به گرد طایفه ی ما طواف کرد

اشراق هر چه گشت ضریحی دگر نیافت

در گوشه ای ز مسجد دل اعتکاف کرد

تقصیر عشق بود که خون کرد بی شمار

باید به بی گناهی دل اعتراف کرد

قیصر امین پور





نظرات() 

مساحت رنج

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 15 آبان 1388-10:49 ق.ظ

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید

مگر مساحت رنج مرا حساب کنید

محیط تنگ دلم را شکسته  رسم کنید

خطوط منحنی خنده را خراب کنید

طنین نام مرا موریانه خواهد خورد

مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید

دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم

مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید

در انجماد سکون پیش از آنکه سنگ شوم

مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید

مگر سماجت پولادی سکوت مرا

درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید

بلاغت غم من انتشار خواهد یافت

اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

قیصر امین پور





نظرات() 

جغرافیای ویرانی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 15 آبان 1388-10:43 ق.ظ

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است

هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است

دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه

همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی است

مهار عقده ی آتشفشان خاموشم

گدازه های دلم درد های پنهانی است

صفات بغض مرا فرصت بروز دهید

درون سینه ی من انفجار زندانی است

تو فیض یک اقیانوس آب آرامی

تو فیض یک اقیانوس آب آرامی

سخاوتی که دلم خواهشی بیابانی است

قیصر امین پور





نظرات() 

حسرت همیشگی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
پنجشنبه 14 آبان 1388-10:27 ب.ظ

حرفهای ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود.

 قیصر امین پور





نظرات() 

خاطره

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
پنجشنبه 14 آبان 1388-10:23 ب.ظ

با گریه های یکریز

یکریز

مثل ثانیه های گریز

با روزهای ریخته

در پای باد

با هفته های رفته

با فصلهای سوخته

با سالهای سخت

رفتیم و سوختیم و فرو ریختیم

با اعتماد خاطره ای در یاد

اما آن اتفاق ساده نیفتاد.

قیصر امین پور





نظرات() 

یک خط در میان

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
پنجشنبه 14 آبان 1388-10:17 ب.ظ

در کتاب چار فصل زندگی

صفحه ها پشت سر هم می روند

هر یک از این صفحه ها یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم می روند

آفتاب و ماه یک خط در میان

گاه پیدا گاه پنهان می شوند

شادی و غم نیز هر یک لحظه ای

بر سر این سفره مهمان می شوند

گاه اوج خنده ی ما گریه است

گاه اوج گریه ی ما خنده است

گریه دل را آبیاری می کند

خنده یعنی این که دل ها زنده است

زندگی ترکیب شادی با غم است

دوست می دارم من این پیوند را

گرچه می گویند :شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را

قیصر امین پور





نظرات() 

راز زندگی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
پنجشنبه 14 آبان 1388-10:11 ب.ظ

غنچه با دل گرفته گفت:

زندگی

لب ز خنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است

گل به خنده گفت:

زندگی شکفتن است

با زبان سبز راز گفتن است

گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه

باز هم به گوش می رسد

تو چه فکر می کنی؟

راستی کدام یک درست گفته اند؟

من که فکر می کنم

گل به راز زندگی اشاره کرده است

هر چه باشد او گل است

گل یکی دو پیرهن

بیشتر ز غنچه پاره کرده است.

قیصر امین پور





نظرات() 

دلا

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:25 ق.ظ

تو تنهایی تو از تن ها جدایی

غریبی بی کسی بی آشنایی

دلا گویی تو را من می شناسم

تو از اینجا نه ای اهل کجایی؟

قیصر امین پور





نظرات() 

از این

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:24 ق.ظ

نه از مهر و نه از کین می نویسم

نه از کفر و نه از دین می نویسم

دلم از خون است می دانی برادر

دلم خون است از این می نویسم

قیصر امین پور





نظرات() 

گمکرده دیرین

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:20 ق.ظ

بیا ای دل از اینجا پر بگیریم

ره کاشانه ی دیگر بگیریم

بیا گمکرده ی دیرین خود را

سراغ از لاله ی پرپر بگیریم

قیصر امین پور





نظرات() 

دوزخ دنیا

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:18 ق.ظ

دگر این دل سر ماندن ندارد

هوای در قفس خواندن ندارد

چنان در دوزخ دنیا دلم سوخت

که دیگر بار سوزاندن ندارد

قیصر امین پور





نظرات() 

دلسوزی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:15 ق.ظ

تبم ترسم که پیراهن بسوزد

ز هرم آه من آهن بسوزد

مرا فردوس می شاید که ترسم

دل دوزخ به حال من بسوزد

قیصر امین پور





نظرات() 

فرصت خموشی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:13 ق.ظ

برخیز به خون دل وضویی بکنیم

در آب ترانه شستشویی بکنیم

عمر اندک و فرصت خموشی بسیار

تلخ است سکوت گفتگویی بکنیم

قیصر امین پور





نظرات() 

در کوچه ی آفتاب

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:12 ق.ظ

در خواب شبی شهاب پیدا کردم

در رقص سراب آب پیدا کردم

این دفتر پر ترانه را هم روزی

در کوچه ی آفتاب پیدا کردم

قیصر امین پور





نظرات() 

بگذار بگویمت

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:07 ق.ظ

این دل به کدام واژه گویم چون شد

کز پرده برون و پرده دیگرگون شد

بگذار بگویمت که از ناگفتن

این قافیه در دل رباعی خون شد

قیصر امین پور





نظرات() 

راز

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 12 آبان 1388-11:05 ق.ظ

آهنگ و سرود لبتان سوختن است

اندیشه ی روز و شبتان سوختن است

رازی است میان تو و پروانه و شمع

کز روز ازل مذهبتان سوختن است

قیصر امین پور

 





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox