تبلیغات
اشعار قیصر امین پور
 

پیشواز

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 13 خرداد 1390-09:50 ق.ظ

چه اسفندها....آه

چه اسفندها دود کردیم

برای تو ای روز اردیبهشتی

که گفتند این روزها می رسی

از راه





نظرات() 

هنوز

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 13 خرداد 1390-09:46 ق.ظ

هنوز ادامه دارد

هنوز هم که هنوز است

درد؛دامنه دارد

شروع شاخه ی ادراک

طنین نام نخستین

تکان شانه ی خاک

و طعم میوه ی ممنوع

که تا تنفس سنگ

ادامه خواهد داشت

ودرد

هنوز دامنه دارد





نظرات() 

لحظه های کاغذی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389-09:46 ق.ظ

خسته ام از آرزوها؛آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی؛بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را؛روز وشب تکرارکردن

خاطرات بایگانی ؛زندگی های اداری

آفتاب زرد وغمگین؛پله های رو به پایین

سقفهای سرد و سنگین؛آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته؛چشمهایی پینه بسته

خسته از درهای بسته؛خسته از چشم انتظاری

صندلیهای خمیده؛میزهای صف کشیده

خنده های لب پریده؛گریه های اختیاری

عصر جدولهای خالی؛پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی؛نیمکتهای خماری

رونوشت روزها را؛روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی؛جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را؛با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی؛باد خواهد برد باری

روی میز خالی من؛صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیتها؛نامی از ما یادگاری





نظرات() 

یادداشتهای گم شده

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389-09:40 ق.ظ

پس کجاست؟

چندبار

خرت و پرت های کیف بادکرده را

زیروروکنم

پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسرکار

کارتهای اعتباری

کارتهای دعوت عروسی و عزا

قبضهای آب و برق و غیره و کذا

برگه ی حقوق وبیمه وجریمه و مساعده

رونوشت بخشنامه های طبق قاعده

نامه های رسمی و تعارفی

نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی

برگه ی رسید قسطهای وام

قسطهای تا همیشه ناتمام

پس کجاست؟

چندبار

جیبهای پاره و پوره را

پشت و رو کنم

چند تا بلیت تا شده

چند اسکناس کهنه و مچاله

چند سکه ی سیاه

صورت خرید خواروبار

صورت خرید جنس های خانگی

پس کجاست؟

یادداشتهای درد جاودانگی؟

 





نظرات() 

حرف آخر

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389-09:36 ق.ظ

هزار خواهش و آیا

هزار پرسش و اما

هزار چون و هزاران چرای بی زیرا

هزار بود و نبود

هزار شاید وباید

هزار باد و مباد

هزار کارنکرده

هزارکاش و اگر

هزاربارنبرده

هزاربوک و مگر

هزاربارهمیشه

هزاربارهنوز

مگر تو ای همه هرگز

مگر تو ای همه هیچ

مگر تو نقطه ی پایان

براین هزار خط ناتمام بگذاری

مگر تو ای دم آخر

در این میانه تو

سنگ تمام بگذاری

 





نظرات() 

کودکی ها

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:37 ب.ظ

کودکی هایم اتاقی ساده بود

قصه ای دور اجاقی ساده بود

شب که میشد نقشها جان میگرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

میشدم پروانه خوابم می پرید

خوابهایم اتفاقی ساده بود

زندگی دستی پر از پوجی نبود

باری ما جفت و طاقی ساده بود

قهر میکردم به شوق آشتی

عشقهایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود و باقی ساده بود

قیصر امین پور





نظرات() 

حرفی از نام تو

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:32 ب.ظ

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت

سوختم

خاکسترم آتش گرفت

چشم واکردم

سکوتم آب شد

چشم بستم

بسترم آتش گرفت

در زدم

کسی این قفس را وا نکرد

پر زدم

بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید

آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان

دستهایم

دفترم آتش گرفت

قیصر امین پور





نظرات() 

خسته ام از این کویر

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:25 ب.ظ

خسته ام از این کویر

این کویر کور و پیر

این هبوط بی دلیل

این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف

بادهای بی طرف

ابرهای سر به راه

بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت

ای نگاه ناگهان

ای هماره در نظر

ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات صریح

سوره سوره ات فصیح

مثل خطی از هبوط

مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان

مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی

اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب

در دیار خویشتن

با تو آشنا شدم

با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور

تا مرا صدا زدی

دیدمت ولی چه دور

دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آنطرف

پشت میله ها رها

این منم در این طرف

پشت میله ها اسیر

دست خسته ی مرا

مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر

خسته ام از این کویر!

قیصر امین پور





نظرات() 

جنگل خاطره

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:24 ب.ظ

در سایه ی این سقف ترک خورده نشستیم

بی حوصله و خسته و افسرده نشستیم

خاموش چو فانوس که در خویش خمیده است

پیچیده به خود با تن تا خورده نشستیم

یک بار به پرواز پری باز نکردیم

سر زیر پر خویش فرو برده نشستیم

بر سنگ مزار دل خود مرثیه خواندیم

یک عمر به بالین دل مرده نشستیم

بر گرده ی ما خاطره ی خنجر یاران

با جنگلی از خاطره بر گرده نشستیم

آیینه هم از دیده ی تردید مرا دید

با سایه ی خود نیز دل آزرده نشستیم

برخاست صدا از درو دیوار ولی ما

با این همه فریاد فرو خورده نشستیم

قیصر امین پور





نظرات() 

آبروی آب

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:10 ب.ظ

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید

پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید

تا داغ ما کویر دلان تازه تر شود

چون ابری از سراب ببارید و بگذرید

پنهان در آستین شما برق خنجر است

دستی از آستین به درآریدو بگذرید

ما دل به دست هرچه که بادا سپرده ایم

ما را به دست دل بسپارید و بگذرید

با آبروی آب چه باک از غبار باد

نانپاره ای مگر به کف آرید و بگذرید

قیصر امین پور

 





نظرات() 

اگر دل دلیل است

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:05 ب.ظ

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم!

اگر خنجر دوستان گرده ایم!

دلی سربلند و سری سر به زیر

ازاین دست عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور





نظرات() 

اگر عشق نبود

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-10:59 ب.ظ

از غم خبری نبود اگر عشق نبود

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگتر از نقطه ی موهومی بود

این دایره ی کبود اگر عشق نبود

از آینه ها غبار خاموشی را

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است

از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی

تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

قیصر امین پور

 





نظرات() 

آرزوی عاشقان

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-10:55 ب.ظ

یک نفس با دوست بودن همنفس

آرزوی عاشقان این است و بس

واحه های دور دست دل کجاست؟

تا بیاسایم در خود یک نفس؟

واحه هایی گم که آن جا کس نیافت

ردپایی از نگاه هیچ کس

خسته ام از دست دلهایی چنین

پیش پا افتاده تر از خاروخس

ارتفاع بالها:سطح هوا

فرصت پروازها:سقف قفس

خسته از دل

خسته از این دست دل

ای خوشا دل های دور از دسترس!

قیصر امین پور





نظرات() 

مهمانی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-10:49 ب.ظ

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد

نشانه ی چیست؟

شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر است از هزار بار بهار

کسی

شگفت کسی

آن چنانکه میدانی

کسی که نقطه ی آغاز هرچه پرواز است

تویی که در سفر عشق خط پایانی

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد

بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

قیصر امین پور





نظرات() 

کشف قفس

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-03:07 ب.ظ

چرا مردم قفس را آفریدند؟

چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

چرا پرواز ها را پر شکستند؟

چرا آوازها را سر بریدند؟

پس از کشف قفس پرواز پژمرد

سرودن بر لب بلبل گره خورد

کلاف لاله سر در گم فرو ماند

شکفتن در گلوی گل گره خورد

چرا نیلوفر آواز بلبل

به پای میله های سرد پیچید؟

چرا آواز غمگین قناری

درون سینه اش از درد پیچید؟

چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟

چه شد آن آرزوهای بهاری؟

چرا در پشت میله خط خطی شد

صدای صاف آواز قناری؟

چرا لای کتابی خشک کردند

برای یادگاری پیچکی را؟

به دفترهای خود سنجاقکی کردند

پرپروانه و سنجاقکی را؟

خدا پر داد تا پرواز باشد

گلویی داد تا آواز باشد

خدا می خواست باغ آسمانها

به روی ما همیشه باز باشد

خدا بال و پر و پرواز شان داد

ولی مردم درون خود خزیدند

خدا هفت آسمان باز را ساخت

ولی مردم قفس را آفریدند

قیصر امین پور

 

 





نظرات() 

رفتن رسیدن است

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:30 ق.ظ

موجیم و وصل ما از خود بریدن است

ساحل بهانه ای است رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم پروانه اخگریم

شمعیم و اشک ما در خود چکیدن است

ما مرغ بی پریم از فوج دیگریم

پرواز بال ما در خون تپیدن است

پر می کشیم و بال بر پرده ی خیال

اعجاز ذوق ما در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش

آیین آینه خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است چیدن رسیده را

خامیم و درد ما از کال چیدن است

قیصر امین پور





نظرات() 

حکم آغاز طوفان

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:29 ق.ظ

تیغ مردان خورشید در مشت

کورسوی شب تیره را کشت

یک زبان زندگی یک زبان مرگ

ذوالفقاری سخنگوی در مشت

قومی از زخم و خون نسل در نسل

از تبار جنون پشت در پشت

سوزشان:آتش طور موسی

داغشان:مهر محراب زردشت

کوله بر پشت و سجاده در پیش

جاده در پیش رو جاده در پشت

مهر پایان مرداب در دست

حکم آغاز طوفان در انگشت

قیصر امین پور





نظرات() 

ترانه

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:24 ق.ظ

ببین از چشمه می جوشد ترانه

ز گلها می کشد آتش زبانه

کبوتر می وزد بر روی هربام

پرستو می چکد از سقف خانه

قیصر امین پور





نظرات() 

نیایش

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:19 ق.ظ

مبادا آسمان بی بال و بی پر

مبادا در زمین دیوار بی در

مبادا هیچ سقفی بی پرستو

مبادا هیچ بامی بی کبوتر

قیصر امین پور





نظرات() 

سبز

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:16 ق.ظ

خوشا هر باغ را بارانی از سبز

خوشا هر دشت را دامانی از سبز

برای هر دریچه سهمی از نور

لب هر پنجره گلدانی از سبز

قیصر امین پور





نظرات() 

سبز

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:14 ق.ظ

خوشا چون سروها استادنی سبز

خوشا چون برگها افتادنی سبز

خوشا چون گلی به فصلی سرخ مردن

خوشا در فصل دیگر زادنی سبز

قیصرامین پور





نظرات() 

اجازه

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:12 ق.ظ

ماییم وزدرد و داغ گفتن با تو

داغیم زگفتن و شنفتن با تو

تنها به اشاره ی تو سبز است بهار

باغیم و اجازه ی شکفتن با تو

قیصر امین پور





نظرات() 

بی قراری

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:09 ق.ظ

ناودانها شرشر باران بی صبری است

آسمان بی حوصله حجم هوا ابری است

کفشهایی منتظر در چارچوب در

کوله باری مختصر لبریز بی صبری است

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد

در تب دردی که مثل زندگی جبری است

وسرانگشتی به روی شیشه های مات

بار دیگر می نویسد:(خانه ام ابری است)

قیصر امین پور





نظرات() 

فصل تقسیم

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
جمعه 20 آذر 1388-11:03 ق.ظ

چشمها پرسش بی پاسخ حیرانی ها

دستها تشنه ی تقسیم فراوانی ها

با گل زخم سر راه تو آذین بستیم

داغهای دل ما جای چراغانیها

حالیا دست کریم تو برای دل ما

سر پناهی است در این بی سروسامانی ها

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سر انگشت تو آغاز گل افشانیها

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غزلها و غزلخوانیها

سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس

تا پناهم دهد از وحشت عریانیها

چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی ها

قیصرامین پور





نظرات() 

آهنگ ناگزیر

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 3 آذر 1388-12:52 ق.ظ

اما چرا

آهنگ شعرهایت تیره

ورنگشان

تلخ است؟

وقتی که بره ای

آرام و سر به زیر

با پای خود به مسلخ تقدیر ناگزیر

نزدیک می شود

زنگوله اش چه آهنگی دارد؟

قیصر امین پور





نظرات() 

نام گمشده

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 3 آذر 1388-12:48 ق.ظ

دلم را ورق می زنم

به دنبال نامی که گم شد

در اوراق زرد و پراکنده ی این کتاب قدیمی

به دنبال نامی که من.....

من شعرهایم که من هست و من نیست

به دنبال نامی که تو.....

توی آشنا

ناشناس تمام غزلها

به دنبال نامی که او....

به دنبال اویی که کو؟

قیصر امین پور

 





نظرات() 

کودکی ها

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
سه شنبه 3 آذر 1388-12:44 ق.ظ

باد بازیگوش

بادبادک را

بادبادک

دست کودک را

هر طرف می برد

کودکی هایم

با نخی نازک به دست باد

آویزان!

قیصر امین پور

 





نظرات() 

داد دل

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:27 ب.ظ

در زلف تو بند بود داد دل ما

در بند کمند بود داد دل ما

ای داد به داد دل ما کس نرسید

از بس که بلند بود داد دل ما

قیصر امین پور





نظرات() 

تمام

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:25 ب.ظ

شب آمد روزگار دل تمام است

به دستت اختیار دل تمام است

من از چشم تو خواندم روز آغاز

که با این عشق کار دل تمام است

قیصر امین پور





نظرات() 

ترانه ی بارانی

نوشته شده توسط : فهیمه خراسانی
دوشنبه 25 آبان 1388-03:22 ب.ظ

سرزد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته می تراود از این غم ترانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه خدایا بهانه ای!

قیصر امین پور





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox